پارادایم معرفت‏شناختی حقیقت‏گرا: مبنای فلسفی سیاست‏گذاری در «تربیت معلم» ایران (تبیین و نقد)
کد مقاله : 1552-PHTEZN
نویسندگان
مریم نادری *1، سید مهدی سجادی2
1دانشگاه فرهنگیان
2دانشگاه تربیت مدرس
چکیده مقاله
حقیقت‏گرایی و به عبارتی ماهیت متافیزیکی حقیقت، به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین محور از قلمرو فلسفه و فلسفیدن، اثرات شگرفی بر دیگر بخش‏های فلسفه از جمله معرفت‏شناسی و ارزش‏شناسی بجای گذاشته است، چنانکه مدعیان فلسفه نیز برای توجیه باورهای معرفت‏شناختی مورد نظر خود، به مضامین اونتولوژیک حقیقت روی می‏آورند و با استناد به قوت باورهای اونتولوژیک خود، به مضامین و باورهای معرفت‏شناختی خود اعتبار می‏بخشند و به همین جهت می‏توان بیشترین تاثیر حقیقت‏گرایی اونتولوژیک را بر مساله معرفت و معرفت‏شناسی ردیابی نمود. این تاثیر را می‏توان در قالب ظهور گزاره‏ای به نام " باور صادق موجه " در مباحث معرفت‏شناسی فلسفه های کلاسیک و مدرن شاهد بود. از سویی دیگر اسناد بالا دستی نظام تعلیم و تربیت ایران نیز که از ذات حقیقت‏گرایانه متافیزیکی برخوردار است، نیز بالتبع به دانشی ارجاع می‏دهند که باید در پداگوژی‏ها از جمله در نظام تربیت معلم نیز مد نظر قرار گیرد و باید به این نکته اشاره نمود که دانشی که در قالب برنامه‏های درسی و پداگوژی به معلمان داده می‏شود، دانشی متاثر از اقتضائات حقیقت گرایانه متافیزیکی متعلق به فلسفه اسلامی است. در این مقاله اشاره خواهیم داشت دانش برآمده از مبنای اونتولوژیک - متافیزیکی فلسفه اسلامی که در قالب مبانی نظری اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت، حاکم بر سیاست‏گذاری در حوزه تربیت معلم است، مبتنی بر چه رویکردی است و این رویکرد از دانش چه پیامدهایی را بر پداگوژی تربیت معلم بجای خواهد گذاشت و چه نقدی بر آن وارد است.
کلیدواژه ها
معرفت‏شناختی، حقیقت‏گرایی، مبنای فلسفی، تربیت معلم.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی